پاییز در ارومیه
گروه محیط زیست طبیعی: محمدعلی الله قلی: در چند ماه گذشته اخبار بسیاری مبنی بر خشک شدن و پس روی آب دریاچه ارومیه در خبرگزاری ها و نشریات انتشار یافته است ، ولی به جرات می توان گفت که هیچ خبری عمق دردناک این فاجعه را نمی تواند بیان کند چرا که واقعیت از حد تصور همه ما خارج است. بلایی که امروز بر سر این دریاچه بی بدیل آمده است صرفا به خشک شدن آن ختم نمی شود، شرایطی که امروز در این دریاچه و به تبع از آن در پارک ملی ارومیه حکمفرماست بی شک هرگز با تمهیدات سطحی و حتی غیر سطحی اتخاذ شده -از نظر نگارنده- به سادگی و در زمان کوتاه، تغییر پذیر نخواهد بود. تشکیل سازندهای نمکی چند لایه و قطور و چند لایه در ساحل و کف دریاچه ، افت شدید آب و شوری 450 گرم در هر لیتر آب دریاچه ، امروز دیگر دریاچه را از آستانه تحمل هر موجود زنده ای خارج کرده تا مرگ قطعی پیش برده است . تمامی چشمه های آب شیرین جزایر دریاچه، مانند کبودان که زیستگاه 1114 راس قوچ و میش ارمنی بوده و یا جزیره زیبای اشک که زیستگاه 200 راس گوزن زرد ایرانی بودند امروز، کاملا خشک شده اند و با پس روی آب دریاچه این دو جزیره به همراه جزیره اسپیر به یکدیگر متصل شدند و اینک این 3 جزیره زیستگاه مشترک این دو گونه ارزشمند را تشکیل می دهند که متاسفانه در تمام نقاط اجساد گوزن ها و قوچ و میش ها به چشم می خورند. طبیعی است که این دو گونه با پسروی بیشتر آب دریاچه این زیستگاه ها را به سمت خشکی های اطراف دریاچه ترک خواهند کرد. اما تراژدی بزرگتر این بود که در یک پیاده روی در سواحل مشرف به دریاچه در کمتر از 200 متر با دهها جسد تازه و قدیمی از انواع پرنده مواجه شدیم که در میان آنها لاشه های بیشماری را لاشه پرندگان مهاجری رقم می زدند که فقط قصد عبور از منطقه را داشته اند. پرندگانی مانند انواع پرستوها، بادخورک ها، چک چک ها، چکاوک ها، زرده پره ها، سهره، بلدرچین، باکلان، عقاب، جغد، کلاغ، حواصیل ها و ... افسوس و هزاران دریغ دریاچه ارومیه که روزگاری پذیرای هزاران فلامینگو و پلیکان خاکستری و تنجه و انواع مرغابی برای زاد آوری بود امروز نه تنها دیگر یک قطعه از این پرندگان را در عرصه خود پذیرا نیست ، بلکه تبدیل به دام مرگ برای پرندگانی هم شده که فقط از آنجا عبور می کنند. در اطراف پاسگاه محیط بانی جزیره اشک که در گذشته نه چندان دور بی شک یکی از زیباترین پاسگاه های ایران زمین بوده است، نه از آن سر سبزی درختان بنه و کیکم خبری است نه از شکوه دریاچه حتی تا دور دست های آن.آنجه امروز باقی مانده، اجساد بی جان صد ها پرنده و دهها گوزن زرد و قوچ و میش است که به دلایلی معلوم و نامعلوم در شعاع کمی از پاسگاه جان داده یا در حال جان دادن هستند و قلب و روح هر بیننده ای را همچون گدازه های آتشفشانی می سوزاند. ما چه کردیم با این دریاچه و با این طبیعت بی بدیل؟ و چه پاسخی داریم برای آیندگان که نفرین شان را نثارمان خواهند کرد؟





دیدن درختان قطع شده خیابان دانشکده برای من واقعا دلخراش بود. به شما هم پیشنهاد میکنم یک نگاه به این عکس ها که امروز گرفتم بیاندازید:




برنامه رصد از حدود ساعت ۶ عصر با رصد ماه توسط تلسکوپ ۶ اینچ آغاز شد. پس از طلوع سیاره مشتری، سیاره مشتری نیز رصد شد. چهار قمر مشتری قابل رویت بودند. قمر گانیمد تا حد زیادی نزدیک به مشتری دیده میشد به طوریکه در نگاه اول تشخیص داده نمی شد. رصد تا حدود ساعت ۹ و نیم ادامه داشت.
در این میان نور نور افکن ها و ماشین های عبوری مزاحمت ایجاد میکرد.
شب دوم(۱۵ مهر):
برنامه از ساعت ۴ و نیم شروع شد و قرار بود که تا ساعت ۸ ادامه پیدا کند ولی به علت دود ناشی از حرکات نمایشی ماشین های حضوری، دو ساعت زودتر تمام شد.
تلسکوپ ۶ اینچ مخصوص رصد خورشید و تلسکوپ ۴.۵ اینچ مخصوص رصد ماه در نظر گرفته شد. استقبال خوبی از رصد ماه و خورشید صورت گرفت، مخصوصا رصد ماه برای همه جذاب بود. ابراز علاقه کودکان به رصد ماه، برای من بسیار لذت بخش بود.
پنج لکه خورشیدی قابل مشاهده بود.
از زحمات دوستان محترم، آقای آزادگان و همسر محترمشان و آقای رزمدیده،مخصوصا از آقای آزادگان به خاطر هماهنگی با شهرداری ارومیه برای برگزاری رصد عمومی تشکر می کنم.




